محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

116

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

فصل سوم : در جوارشات : جوارش ، معرَّب از گوارش فارسى است به معنى گوارنده از اختراعات حكماى فرس است و او عبارت است از تراكيبى كه مقوّى معده و محلّل رياح و مصلح اغذيه باشد و بعد از سرشتن ادويه با شكر و امثال آن در صحنى چينى پهن كرده ، پاره پاره كنند و مدتى جهت مزاج او منظور نيست و متأخرين بعضى از معاجين مسهله را در تحت جوارشات ذكر كرده‌اند و ظاهراً موافق قانون نباشد . جوارش الملوك : دواء السّنه است كه جوارش « اسكندر » باشد و مذكور مىشود . [ 16 ] جوارش لؤلؤ : مقوّى اعضاى رئيسه و معده و مصلح حال رحم است و در حفظ جنين از اسقاط ، به غايت مجرب است . صفت آن : لؤلؤ و عاقرقرحا از هر يك ، يك درهم ؛ زنجبيل و مصطكى ، از هر يك چهار درهم ؛ زرنباد ، درونج ، تخم كرفس ، شيطرج ، قاقله ، جوزبوا ، بسباسه و قرفه ، از هر يك دو درهم ؛ بهمنِ سرخ و سفيد ، فلفل و دارفلفل ، از هر يك سه درهم ؛ دارچينى ، پنج درهم ؛ شكر سليمانى ، مثل همهء ادويه ؛ قدر شربت ، يك ملعقه در حفظ اسقاط جنين مداومت شرط است . [ 17 ] جوارش عود : جهت تقويت معده و تجفيف رطوبات و خفقان و ضعف جگر و هاضمه ، نافع است . صفت آن : عود هندى ، سنبل الطيب ، سنبل رومى ، مصطكى ، قرنفل ، دانهء هل و جوزبوا ، از هر يك دو جزء ؛ هليلهء كابلى ، قرفه ، تخم كرفس ، انيسون ، زرنباد ، پوست ترنج ، بادرنجبويه ، از هر يك ، يك جزء ؛ زعفران ، بسباسه و زنجبيل ، از هر يك نيم جزء ؛ مشك به ازاى هر سى مثقال از ادويه نيم مثقال با يك وزن و نيم ادويه ، شكر به قوام آورده و بسرشند شربتى تا دو مثقال . [ 18 ] جوارش زرعونىِ معتمدٌ عليه : تخم هليون ، شقاقل ، تودرى ، ناف سقنقور و لسان العصافير ، از هر يك ، يك مثقال ؛ زنجبيل ، تخم شلغم ، تخم گزر ، تخم شبت ، تخم تر تيزك ، [ تخم جرجير ] ، تخم پياز ، تخم گندنا ، خولنجان ، جوز الطيب ، دارچينى ، دارفلفل و بوزيدان ، از هر يك سه مثقال و تخم انجره ، دو مثقال بافانيد بسرشند . و مقدار شربت از يك مثقال تا دو مثقال و اين زرعونى نزديك است به جوارش